سفارش تبلیغ
صبا

 

شهدا شمع محفل بشریتند...

اگر نبودند هیچ روزنه ی نوری در عالم وجود نداشت

و دنیا در مغرب و عشای خود ماندگار می شد و صبحی در آن طلوع نمی کرد

 



برچسب‌ها: صحیفه فاطمیه قرآنی

تاریخ : شنبه 96/1/12 | 3:40 عصر | نویسنده : س.ش | نظر

سلام

 

?بدنیا که می آید یک بند گریه میکند 

آرام نمی گیرد 

آمدنش را اعلام میکند. #تعقیب_نماز_مغرب_شروع

 

?گریه اش آژیر خطر است برای مقابله با گرسنگی، آلودگی و هر آنچه عدم امنیت را برایش تداعی میکند #تعقیب_نماز_عشا_مقاوم_سازی_در_برابر_آسیب

 

?آغوش مادر را نمیبیند، بی نایی اش هنوز قوت ندارد اما حس میکند عطر دل انگیز طعام بهشتی مادر را و عطر نفس هایش را لابلای دست های مهربان او #تعقیب_نماز_صبح_ظهور

 

?سیراب شده است و پاکیزه، آرام است و همچو گلی شکفته شده  است، با نشاط و سرشار از اطمینان. #تعقیب_نماز_ظهر_شکوفایی

 

?چشمانش را روی هم گذاشته است، گاهی باز میکند، نفس های تند-تندی میکشد، صدایی که نشان ار رضایت است از او شنیده میشود. دیگر زمان شروع خواب است.#تعقیب_نماز_عصر_اتمام_کار

 

 

??...الحمدلله الذی لا ینسی من ذکره...??

 

#صحیفه_فاطمیه

#سیر_تعقیبات_نمازهای_حضرت_صدیقه_طاهره_در_زندگی

 



برچسب‌ها: صحیفه فاطمیه قرآنی

تاریخ : جمعه 96/1/4 | 11:17 عصر | نویسنده : س.ش | نظر

 

??و اما دعای تعقیب نماز مغربِ صحیفه فاطمیه در روز شنبه:

 

 {مرام نامه ی عملیِ غروبِ روز شنبه}

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَلِمَ أَسْرَارَ الْغُیُوبِ وَ اطَّلَعَ عَلَى مَا تُجِنُّ الْقُلُوبُ فَلَیْسَ عَنْهُ مَذْهَبٌ وَ لَا مَهْرَبٌ

سپاس خداوندى را سزاست که رازهاى نهانى را آگاه است و برآنچه که بر دل‌ها می گذرد و خطور می کند داناست و راه فرارى از دست قدرت او وجود ندارد. 

 

??در روز شنبه حواسم به موضوعاتی بود که وقتی به آن فکر می کردم یا در ذهنم خطور می کرد سعی می کردم ببینم از کجا آمده.

آیا منبعی که من را وادار به فکر کردن در این موضوع کرده، درست است یا نادرست. از مخزن رحمت  خداست یا اینکه القائات منفیِ محیطی و درونی ست. (همانطور که در دعای روز شنبه آمده و در دعای تعقیب مفصل از آن صحبت شده است)

 

??اگر حس نمی توانم یا سردرگمی در کاری را داشتم، برگشتم و جستجو کردم که اگر این حرفِ ذهنیِ من، از علم خدا باشد و به منبع رحمت متصل باشد نشانه هایی دارد:

? باید در من ایجاد حرکت و نشاط کند نه یاس.

?باید مرا با دیگران مرتبط تر کند نه منقطع تر.

?باید مرا نسبت به قوا، استعدادها، توانها و ... ام آگاه تر کند نه خمودتر و ناتوان تر.

 

?????برای تحقق اینها  باید کارهایی می کردم تا اتصالم را بیشتر و بیشتر کند این کارها از انتهای دعای تعقیب نماز مغرب استخراج شد:

 

1- حواسم به روز قیامت و بازخورد کارهایم باشد

2- کارهای خوب و بر مبنای حق بکنم که چهره ام درخشان باشد و درخشش در قیامت مشخص باشد.

 

?? یوْمَ الْقِیَامَةِ فَبَیِّضْ وَجْهِی وَ حِسَاباً یَسِیراً فَحَاسِبْنِی وَ بِسَرَائِرِی فَلَا تَفْضَحْنِی وَ عَلَى بَلَائِکَ فَصَبِّرْنِی  

و در روز قیامت چهره ام را درخشان گردان، و با محاسبهاى آسان مرا مورد حسابرسى قرار ده، و به عیب‌هایم مرا مفتضح و شرمسار مگردان، و مرا بر بلاها و سختىها صبور نما

وَ کَمَا صَرَفْتَ عَنْ یُوسُفَ السُّوءَ وَ الْفَحْشَاءَ فَاصْرِفْهُ عَنِّی وَ مَا لَا طَاقَةَ لِی بِهِ فَلَا تُحَمِّلْنِی

و آن گونه که از حضرت یوسف بدى و پلیدى را دور ساختى، زشتىها و پلیدی‌ها را از من دور ساز، و آنچه را که بدان طاقت ندارم بر من تحمیل مکن

 

3- در تلاش باشم که انتخاب هایم، حرف هایم، تخیلاتم، مرا به خوشی و خوبی و بهشت راهنمایی کند نه بالعکس

??و إِلَى دَارِ السَّلَامِ فَاهْدِنِی                     و مرا به سوى بهشت رهنمون گردان

 

4-حتما برنامه انس و مطالعه قرآن روزانه، هفتگی، ماهانه به صورت مشخص و در نظام تدبر در قرآن داشته باشم و به اهتمام ورزم

??و بِالْقُرْآنِ فَانْفَعْنِی                          و از قرآن بهره مندم ساز

 

5-خودم و دیگران روی حرفم حساب کنند.

??و بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فَثَبِّتْنِی                    و با گفتار صحیح مرا ثابت قدم قرار ده

 

6-از شیطان و هر آنچه مرا از خوب بودن و بر مدار حق بودن دور می کند دوری کنم و حفظ شوم.

??و مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ فَاحْفَظْنِی  و از شیطان رانده شده حفظ فرما

 

7- در دوری کردن از خطا و اشتباه تنها و تنها به خودت متوسل شوم که حول و قوه و جبروت تو می تواند به من عصمت دهد و من نمی توانم.

??و بِحَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ وَ جَبَرُوتِکَ فَاعْصِمْنِی   و به قدرت، قوّت و بزرگی‌ات مرا از گناه دور دار

 

8-نجات یافتن من از آتش جهنم و هر آنچه سوزاننده است در دنیا و آخرت با حلم، علم و وسعه رحمت تو میسر است مرا به آن متصل گردان که حلم و علم و رحمت آفرینی را سرلوحه عمل خود قرار دهم.

??و بِحِلْمِکَ وَ عِلْمِکَ وَ سَعَةِ رَحْمَتِکَ مِنْ جَهَنَّمَ فَنَجِّنِی  و به حلم، علم و وسعت رحمتت مرا از جهنّم نجات بخش

 

9- دوست دارم خانه ام نه در خیابان فلان و بهمان باشد، نه در فلان محله و منطقه خوش آب و هوا.من بهشت تو را دوست دارم خدا.مرا در آن ساکن کن

??و جَنَّتَکَ الْفِرْدَوْسَ فَأَسْکِنِّی            و در بهشت فردوس خود ساکن گردان

 

10- دیدن وجه تو، شاید برایم دست نیافتنی باشد، اما در همه ی اتفاقات دنیا تویی که جاری هستی و من می توانم زندگی کنم و تو را ببینم. آنچه تمام می شود در اتفاقات را دور اندازم و آنچه برایم می ماند از خوبی، وسعت، توان پیدا کردن و ... بگذارم جلویم و  مدام نگاهش کنم. از تو می خواهم رزق مرا دیدن روی ماه خود در همه اتفاقات زندگی ام قرار دهی.

??و النَّظَرَ إِلَى وَجْهِکَ فَارْزُقْنِی             و نظر به «وجه خودت» را روزی‌ام فرما

 

11-انسان به الحاق شدن و متصل شدن و هم سفره شدن با دیگران زنده است. تنها که نمی شود زندگی کرد. لطفا الحاق ما را با رسول الله قرار ده که سوره طور را می خوانیم برای اینکه در تور محبت ایشان صید شویم.

??و بِنَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ فَأَلْحِقْنِی             و مرا به پیامبرت محمّد  ملحق نما

 

12- در این مسیر که انتخاب کرده ام، آسیب ها و موانع بسیارند، همه چیز در دنیا رنگی است، وسوسه کننده است، خود را جلوه می دهند تا اشتباه کنم. اما می خواهم کفایت کنی مرا با احکام و قواعدت و بتوانم آنها را بشناسم و بر موانع و آسیب ها فاتح گردم

??و مِنَ الشَّیَاطِینِ وَ أَوْلِیَائِهِمْ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذِی شَرٍّ فَاکْفِنِی  و از شیاطین و دوستان آن‌ها و از شرّ هر آسیب رسانی کفایت فرما!

 

همه اینها برایم رضایت است و امنیت. اینها را که عمل کنم انگار آنچه را که تو دوست داشتی را عملی کرده ام.

من انسانم، آفریده شدم که در این جا، تلاش کنم برای آنچه تو دوست داری.

حتی اگر خطا کنم،

زمین بخورم،

در مرامِ شنبه ای ها نیست که دست از عمل کردن برای تو برای متصل شدن به منبع علم و رحمتت بکشند.

 

بسم الله...

 



برچسب‌ها: صحیفه فاطمیه ی قرآنی

تاریخ : چهارشنبه 96/1/2 | 6:39 عصر | نویسنده : س.ش | نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد

بسم الله الرحمن الرحیم انا انزلناه فی لیل? القدر و ما ادریک ما لیل? القدر لیل? القدر خیرُ من اهل شهر تنزل الملائک? و الروح فیها باذن ربهم من کل امر سلام هی حتی مطلع الفجر

بوی قدر است و چقدر پر می کشد این حال من

سمت و سوی نجف و صحن و سرای سامرا

 

تا که باشد لحظه هایم مملو ز عطر مرتضی

هر شب و روزم شود کلُ ارضٍ کربلا

 

این کتاب آیه های هستی است

این کتاب محکم هر شیعه است

تا بگیرد محکمات این کتاب، در زندگی من  بقا

لحظه هایم را نیاز است تا شود از شُحّ رها

 

 

ای خدا دستان من خالی ز هر کاری ست که

تو ببینی و امام م را کند از من رضا

 

دست من، پایم، گوش من ، چشمم، قلب من، روحم، خیالم؛ ساختار هستی ام

از گزند شر دشمن، ناله هایش، زوزه هایش، هر چه را واگویه دارد

می کنم در بسته ای، میگذارم در حرم

می کنم تقدیم، این جانِ ضعیف و پُر بَلا را به شما

این منم، مالِ شما

 

هر چه کردم هیچ شد، هر چه کردید پُر شَوَد

فرق خواهد بود بین مال من با مالِ شما

 

مَن، مَنی را دوست دارم که دهد عطر شما

آن مَنی که محو گردد در تکاپوی شما

آن مَنی کز دار دنیا، هیچش این باشد که او

از برای اهل بیت مرتضی گردد فَدا

 

 

این مالِ من، مالِ شُما



برچسب‌ها: قدرِ قرآنی

تاریخ : چهارشنبه 95/6/3 | 12:51 عصر | نویسنده : س.ش | نظر

دلیل ننوشتن، ننوشتن است و دیگر هیچ...




تاریخ : شنبه 95/3/15 | 8:37 صبح | نویسنده : س.ش | نظر

نقل است مرحوم آخوند همدانی در یکی از سفرهای خود با جمعی از شاگردانش به عتبات عالیات می رفت در بین راه به قهوه خانه ای رسیدند که جمعی از دنیا پرستان می خواندند و پایکوبی می کردند، آخوند به شاگردانش فرمود: یکی برود و آنان را نهی از منکر کند بعضی از شاگردان گفتند اینها به نهی از منکر توجه نخواهند کرد  و کار ما بیهوده است.

ایشان فرمود: حالا که شما نمی روید، خودم می روم وقتی که نزدیک شد به رئیسشان گفت: اجازه می فرمایید من هم بخوانم و شما بنوازید؟! 

 رییس گفت: مگر شما بلدی بخوانی؟ 
فرمود: اگر شما جازه بدهید بلی.  گفت: بخوان. 
آخوند نیز شروع به خواندن اشعار ناقوسیه حضرت امیر علیه السلام کردند:
لا اله الا الله حقاً حقا صدقاً صدقا
إن الدنیا قد غرتنا و أشتغلتنا و استهوتنا ...

آن عده وقتی این اشعار را شنیدند از آن حال در آمدند و به گریه افتادند توبه کردند. یکی از شاگردان آخوند نقل کرده: وقتی ما از آنجا دور می شدیم هنوز صدای گریه شان به گوش می رسید.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*امر به معروف و نهی از منکر


 



برچسب‌ها: امر به معروف و نهی از منکر قرآنی

تاریخ : چهارشنبه 94/10/2 | 2:58 عصر | نویسنده : س.ش | نظر

فتح عالَم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* مجید ملامحمدی، نویسنده پیشکسوت ادبیات کودک و نوجوان و فرزند آیت‌الله محمد محمدی اشتهاردی درباره این دستنوشته می‌گوید: شهریورماه امسال جشنواره بین‌المللی امام رضا(ع) در مشهد مقدس برپا شد که چند نفر از ایران و کشورهای خارجی به‌عنوان خادم فرهنگ رضوی انتخاب شده بودند که بنده و علامه زکزاکی از جمله این افراد بودیم. وی می‌افزاید: در آن مراسم با شیخ زکزاکی آشنا شدم و ایشان هم برای پسر 6 ساله‌ام محمد چند خطی را به یادگار نوشت.

** رهبر عالی قدر حرکت اسلامیِ آفریقا در روز 22 آذر 94، توسط  ارتش نیجریه که تحت سیطره صهیونیست مستکبر و شیطان بزرگ آمریکا است، به شهادت یا اسارت رسیده است.

*** حقا که نامش ابراهیم بود و از بت شکنانِ عالَم.

**** همیشه به یاد آفریقایی ها هستم. یکی از آرزوهای همیشگی ام حضور موثر بین آن هاست.



برچسب‌ها: مجاهد قرآنی

تاریخ : چهارشنبه 94/10/2 | 12:46 عصر | نویسنده : س.ش | نظر

انسان موجودی ست موثر. کلامش، رفتارش، عملش، همه و همه دارای اثری ست که یا خود از آن آگاه است یا از آن اطلاعی ندارد. اما چنانچه فعل انسان اختیاری باشد اثر آن بسیار بالاست، زیرا اراده فعل، تاثیرِ فعل را مضاعف می کند. این از خصوصیات انسان است که بر اساس نیت و اراده اش بُرد تخفیفی آن را اثرگذار تر می کند.


کلام انسان یکی از اجزاء مهم زندگی اوست. جزئی که با تمرکز بر اثرات آن می توان میزان قرب و بعد به موضوعی که کلام حول آن بروز پیدا می کند را سنجید.

هر کلام انسان را به مبدأ خیر نزدیک می کند یا انسان را از آن دور می نماید.

من آدم خوبی هستم، اما تکلم من با تکلم اهل بیت ( به عنوان مبدأ خیر) فاصله دارد. این فاصله، فاصله ی من با مبدأ خیر است که امام مصداق اعلای آن است.*

انسان ها با کلامشان خودشان را یا به امام نزدیک می کنند یا از امام فاصله می گیرند، گاه اثر کلام انسان ، فاصله انسان را از دشمن کم و کم تر می کند و به دشمن نزدیک می شود.

اگر کلامی از انسان بروز کرد که دشمن را شاد کند، گندم به آسیاب دشمن ریخت، جبهه او را پر رنگ تر و اثرگذار تر از جبهه امام و حق جلوه داد، و ولی، امام و رهبر امت را اندوهگین و دلغمین کرد، این دل می شود مرتع شیطان. یعنی دیگر او نیست که اثر کلامش را مدیریت می کند، بلکه محتوای کلام او، نحوه بیانش، مخاطبینی که متاثر از او می شوند، و اثر کلام او را دشمن بزرگ، شیطان مدیریت می نماید، اینجاست که جا دارد متکلم مرگ خود را از خدا بخواهد و طلب نماید که به زندگی او خاتمه دهد تا شیطان بیش از این در آن نچرد.***

عَمِّرْنِی مَا کَانَ عُمُرِی بِذْلَةً فِی طَاعَتِکَ فَإِذَا کَانَ عُمُرِی مَرْتَعاً لِلشَّیْطَانِ فَاقْبِضْنِی إِلَیْک‏ و قبل ان یسبق مقتک الى او یستحکم غضبک على.

 بار الها! اگر عمر من چراگاه شیطان باشد آن را از من بگیر و به زندگیم پایان بخش.**


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*عیون اخبار الرضا؛ امام رضا علیه السلام؛ باب 20، سخنان حضرت در باب صفت امام و امامت، و فضل و رتبه امام

**صحیفه سجادیه؛ امام سجاد علیه السلام

*** تبیین واژه کوثر، مفهوم کثرت، مولفه اثر؛ ختم مفهومش شنبه، استاد اخوت

**** انتخابات مجلس خبرگان رهبری



برچسب‌ها: شیطان قرآنی

تاریخ : سه شنبه 94/10/1 | 4:12 عصر | نویسنده : س.ش | نظر

انسان موجود عجیبی است. به دلیل ساختار منظم و جهت داری که در تصمیم گیری و انتخاب خود دارد  هر تصمیمش وی را به سمت ماندگاری و سعادت یا فنا و هلاکت پیش می برد.

میزان سنجش حیات انسان زمان نیست که، تصمیماتی ست که وی با انتخاب عاقلانه و خیر مدار خود می گیرد2 .

این اثر بر اساس خیر گزینی ای که  وی در تصمیماتش در زندگی بکار می برد برجای می ماند. 3

هر تصمیم یا وی را صاحب اثر در عالم می کند یا اثرش را در عالَم معدم می نماید. هر تصمیمی اتصال انسان را به مبدأ خیر در هستی برقرار می کند یا انقطاعی برای  او حاصل می نماید. 

انسان سنش به میزان اثری ست که در هستی دارد، به میزان اتصالش.

چند سالت است؟1


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- بر گرفته از سوره مبارکه کوثر، ختم مفهومی شنبه ها، استاد اخوت

2- شاکله جریان؛ اخوت، احمدرضا؛ در دست  تالیف.

3- فرایندشناسی خیر، اخوت، احمدرضا؛ انتشارات قرآن و اهل بیت علیهم السلام؛ 1393

 



برچسب‌ها: برنامه ریزی قرآنی

تاریخ : سه شنبه 94/10/1 | 3:37 عصر | نویسنده : س.ش | نظر

25 سال زمان زیادی ست برای خانه نشین شدن بزرگ ترین مردِ هستی، مردی که فاعل است در هر امر خیری که به نظر کوچک بیاید و نا چیز و در نظر به حدی بزرگ بیاید که نشدنی بحساب آید.

درست است که این زمانِ زیاد فاعلیت را از وی نگرفت و هر کار که به مصلحت اسلام و امت پیامبر صل الله علیه را به زیباترین نحو انجام داد اما هیچ گاه در جایگاهی که باید باشد و شکفتگیِ حقیقیِ اسماء وجودی اش بر عالم محرز شود قرار نگرفت.

عالَم باید از غصه ی به ثمر ننشتند قدر و اندازه ی علی علیه السلام از روند زندگی خود پشیمان و در صورت تغییر ندادن سبک زندگی خودش به انهدام و معدوم شدنِ خود طلب و میل بیشتری می داشت تا بقا و ادامه ی حیاتش.

جدای از این زاویه که به بررسی علل و عوامل شکوفایی ابعاد اجتماعی امام می پردازد و جز با ایجاد شرایط و داشتن قوای مردمی هر چند معدود میسر نیست؛

طولانی بودنِ زمانِ 25 ساله ی خانه نشینی و عدم تشکیل حکومتِ توحیدی و به اعتباری عدم به ثمر نشستن مبارزات 23 ساله ی پیامبر بلافاصله بعد از مبعوث شدن و سیر تکمیلیِ کادرسازی پیامبر سبب شد مردم، مومنین، جماعتی از مرد و زن که در زمانی میل و طلب به جریان حقی داشته اند به بیماریِ گذر زمان دچار شده و ویروس های گریبان گیرِ کُند شدنِ جریان را خواسته یا ناخواسته به جان بخرند.

این بیماری که به شدت مُسری بوده و در فرد یأس، رخوت، ناامیدی، ناتوانی، نشدن، دیر شدن، اشتباهات ساختاری، ضعف امام، ضعف ماموم، عدم همراستایی با امام توسط ماموم و ... را القا می کند و مدیریت زمان و  طبق برنامه های طراحی شده -به هر دلیلی- حرکت نکردن عامل بکار افتادنِ این ویروس است از عاملی مهم ناشی می شود که مدیریت و کنترل آن، برنامه ریزی برای ارتقاء آن، فهم راه های تقویت آن می تواند نه تنها از وجود ویروس جلوگیری کند، که قهرمانِ مبارزه ی با این سمِّ مهلکِ اجتماعی باشد.

ایمان مقوله ای ست که نه به زمان محدود می شود و نه به مکان. ایمان، مولفه ی ابتدایی و انتهایی رشد انسان است که سیر زندگی اش بر اساس آن محک خورده و اندازه گیری و ارزیابی می شود.

ایمان که باشد مهم نیست که چند سال مجبور به خانه نشینی همراه امامت باشی؛ هر آن که امام برخواست همراه با او برمیخیزی و هر گاه نشست همراه با او می نشینی. همراستایی قیام و قعود مومن و امام  بسته به میزان ایمانی ست که در هر لحظه ی زندگی خود آن را همجون یک دُرّ مراقبت کرده و از نشتی دادن هایی که طولانی شدنِ زمان یکی از عوامل اصلی آن است جلوگیری می کند.

ایمان که باشد اگر ساختار حق، طاغوت هم شد، نه تنها ذره ای از اعتماد به جریان پیامبر کم نمی شود بلکه بیشتر و بیشتر به ولی خدا نزدیکی ایجاد می شود تا همراه با او خیزهای بنیادی برداشته شود و در وقت لازم پرشی عمیق و پر شتاب حاصل شود.

ایمان که باشد 1500 سال هم طول بکشد افراد همیشه آماده ی رزمند، آماده ی جهادند، انگیزه شان برای اقامه دین، برای احیای نماز، ترویج انفاق ذره ای هم کم نمی شود.

ایمان که باشد بهانه ها برای فرار از جبهه و همراهی با امام تبدیل به ارزشمندی و بها داشتنِ با امام بودن می شود، یاری کردنِ امامی که مظهر ایمان است در سختی ها شیرین تر می شود از عسل. بهانه ها می شود حربه ای برای دست به سر کردنِ دشمن، پشت گوش انداختنِ گفته های وسوسه انگیز او، و منهدم کردنِ جبهه ی باطل.

ایمان که باشد نه ویروسی کارساز است و نه بیماری ای. مهم فقط کمک کردن برای بلند کردن پرچم لااله الا الله توسط ولی الهی در عالَم.

فردِ مومن ناتوان نیست به اندازه ی حقیقتِ وجودیِ ایمان،  اما هر چقدر هم که احساس ناتوانی و کوچکی کند در مقایسه با جریانِ حق، با کمک ایمانش از همان گردنه ای که در آن مستقر است حراست می کند.

ایمان که باشد ثمرات تلفیق احیاگری امام در مومنین به اندازه ی ثمربخشی حق در طول تاریخِ انبیا است.

ایمان که باشد امام خانه نشین نمی شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*سوره مبارکه شعراس

*سوره مبارکه حجّ

سوره مبارکه کوثر

* امام هادی علیه السلام: هر کس بر طریق خدا پرستی استواری کند زندگی برایش شیرین و راحت می شود گرچه قطعه قطعه شود. (

* کتاب الغارات، ابراهم هلال ثقفی، انتشارات ارشاد،76 ه.ش

*کتاب تقدیر و تدبیر؛ احمدرضا اخوت؛ انتشارات قرآن و اهل بیت؛ 94 ه.ش

* کتاب استرس رزم؛ احمدرضا اخوت؛ در دست چاپ؛ انتشارات قران و اهل بیت

 



برچسب‌ها: تعاریف زندگی قرآنی

تاریخ : شنبه 94/9/21 | 1:8 عصر | نویسنده : س.ش | نظر
.: Weblog Themes By VatanSkin :.