نردبان
مادر شدن، یک حسّ نیست...یک مسئولیته. مادر الگوی خانواده ست. رشد مادر رشد تک تکِ? اعضای خانواده رو به همراه داره. مادر قوّی بچه های قوّی پرورش میده. قوّت در جسم... قوّت در اعتقاد... قوّت در اراده... قوّت در خیررسانی... قوّت در همه چیز مادر یک خانواده را قوی می کند. بهشت؛ پیش کشی ست برای همه ی مادران. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ می گویند: مادر هر کار کنند فرزندان همان را یاد می گیرند. مثلاً اگر شهید شود! نثار مادرمان، حضرت زهرا صلوات آدم وقتی به لذت هایی که نوزاد می برد توجه می کند... و به نیازهایش.... و به خواهش ها و تمنّاهایش... به فکر فرو می رود و از خود می پرسد: من هنوزم نوزادم؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ چی چی نوشت: ینی یه کاری کردید که دوستم(اون آدمکه) خودش رو حلق آویز کرد!!! برای زن، صفاتی در نظر گرفته شده است که رسیدن به آن و به عبارتی شکوفا شدن آنها نیازمند لوازمی خواهد بود: فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ زن مسئولیت ارتباط خانه و کاشانه را با ملکوت و عالم غیب بر دوش می کشد. این ویژگی خود به پیش نیازهایی محتاج است که تا آنها بر طرف نشوند خود را نشان نداده و خانواده اعم از: همسر و فرزندان و حتی اقوام و حتی تر افراد جامعه از آن بهره نخواهند برد. کسی که حافظ1 واختیار دار غیب در خانواده است باید از هر منیّتی خالی و عاری باشد. چرا که در غیب و آنچه که نزد خداوند است هیچ منی نمود نداشته و تنها مطیعین محض، به طور کامل به آن وادی راه دارند. به هر قدری این منیّت در زن کمرنگ شود حضورش در آن سیر از زندگی پررنگ تر خواهد بود. به نظر می رسد، یکی از دلایلی که ادای وظیفه ی خانه داری، پخت و پز، رُفت و روب و ... از زن به عنوان یک فریضه واجب برداشته شده است نیز همین امر است. یعنی انسان باید کاری را انجام دهد که وظیفه اش هم نیست اما انجام می دهد. : خسته ام؛ به من چه ارتباطی دارد که مدام در آشپزخانه باشم؟ مدام در حال غذا پختن باشم؟ چرا من باید تمام لباسهای شما را اتو کنم؟ چرا کسی در نظافت به من کمک نمی کند؟ من وظیفه ای در قبال تمیز بودن خانه ندارم. من وظیفه ای در مقابل گرسنگی شما ندارم. من هم می توانم بنشینم و کسی بیاید و تمام کارها را انجام دهد. بااین کار بی شک من هم راحت تر هستم. پس تو چه وظیفه ای داری؟فقط کار بیرون!؟ : این ها و گفتگوهای دیگر را بارها و بارها با خود گفته و یا از دیگران شنیده اید. درست است. هیچ یک از امورات منزل بجز تمتع همسر وظیفه ی شرعی و تکلیفی زن نیست. او می تواند و حق هم دارد که به استراحت پرداخته و زمان زندگی خود را هر طور که خواست برای خود برنامه ریزی کند. اما براستی از این موقعیت ها چه استفاده ای می توان برد؟ وقتی زندگی یک خانم پر می شود از موقعیت های از بین برنده ی «من»، نشان از این می تواند باشد که وی موظف است به حیاط دیگری قدم بگذارد و با دیگرانی ارتباط بگیرد. وقتی کاری مستقیما بر عهده ی زن نیست و حتی آن را با سختی انجام می دهید در اصل این منیّت است که کم رنگ می شود. من خسته می شوم جایش را می دهد به: همسرم آرامش می گیرد. من اتو نمی کنم جایش را می دهد به: به خاطر مرتب بودن اهل خانه من این کار را متقبل می شوم. و تمام اینها چشم در چشم غایتی مشخص دارد: در راه خدا و برای راه یافتن به محدوده ی استحفاظی او در خانه و کاشانه ام از هیچ تلاشی فرو نمی گذارم. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. التحقیق، ج2، ص253: أنّ مفهوم الحفظ یختلف باختلاف الموارد و الموضوعات، یقال: حفظ المال من التلف، و حفظ الأمانة من الخیانة، و حفظ الصلاة من الفوت، و حافظه أی راقبه، و تحفّظ أی تحرّز بحفظ نفسه عمّا لا یلائم، و حفظ یمینه و عهده أی عمل بتعهّده و وفى به، و حفظ القرآن على ظهر قلبه، و أحفظه أی جعله حافظا، و منه یقال للغضب الإحفاظ، فانّه یجعل صاحبه حافظا و محفوظا، فانّ الغضب هو دفع ما لا یلائم و الدفاع عن الضرر. 2. علم به این موضوع در همان وهله اول بسیاری از مسائل پیچیده زندگی را حل می کند و عملش نیز با او همراه خواهد شد. 3. از آنجا که این قبیل موضوعات در عرصه عمل خود را نشان می دهد و نه در کلام، لذا لازم است از واگویه کردن موضوعات به این شکل در جلسات خواستگاری ممانعت شود به دلایلٌ متعددٌ. 4. تمام این قضایا دلیل بر این نیست که اعضای خانه با یکدیگر همکاری نکنند. چرا که یاری دوست مسلمان باعث گشایش و خوش رزقی می شود. امیرالمومنین می فرمان: و با براهین الهى از او دفاع نمایند، و بندگان مستضعف خدا را از دام ابلیس و اعوانش برهانند، و از بند نواصب (دشمنان اهل بیت) رهایى بخشند، همه مردم از دین خدا دست کشیده و مرتدّ مىشدند. لکن علماء کسانى هستند که زمام قلوب شیعیان ضعیف ما را در دست داشته و مهار مىکنند، همچون ناخداى کشتى که سکّان آن را در دست دارد. این گروه همان شخصیتهاى برتر و افضل در نزد خداوند با عزّت و جلال مىباشند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ احتجاج-ترجمه جعفرى،ج1، 11- احادیثى در فضیلت علماى شیعه ص : 6 مظلومیت "بعضی ها" -ع- به بمب های گذاشته شده در خانه شان نیست، مظلومیت هر وجودی به عدم فهم هدف خدا برای خلقت شان بر می گردد، --- پ.ن: همه حقوق این متن متعلق به وبلاگ دوست عزیزم به آدرس http://www.tehuni.parsiblog.com/ تعلق دارد. خدا برای امامش نگهش دارد آنکس که به او میل داشته باشد و بخواهد شبیه او باشد شبیه او خواهد شد. از هر نظر. انشالله این ایام التماس دعا. نمی دانم چرا بعضی ها لقمه را هزار دور می چرخانند و در دهان می گذارند؟!!! می خواهند به خدا برسند اما به سختی... خب وقتی از دشت و دمن می شود راه را طی کرد چرا از دره؟ تا خواستگاری برایشان می آید یا به خواستگاری ای می روند که کمی بابِ میلشان است، چشمشان بر نقص های او بسته شده و به فکر اصلاح خود می افتند؟! انقدر موقعیت برای اصلاح است که فرد می تواند خود با آنها برای زندگی مشترک اماده کند. اما موقع انتخاب همسر که می رسد با ضعف هایش باید انتخاب کند. با حساسیت هایش. با ناتوانی هایش. نه اینکه آرمان طلبی اش گل کند که: مهم نیست که همسر آینده ام، ابراز نداشته باشد/ برعکس من مهم نیست که همسر آینده ام، عقاید و رفتارهایم را تمسخر کند/ بر عکس من مهم نیست که همسر آینده ام، مدام در حال اِعمال نظرات خود باشد/ ... مهم نیست تفاوت های فرهنگی.... مهم نیست تعارض های رفتاری... مهم نیست موانع حرکت.... مهم نیست ها در زندگی مهم هستند.... مهم نیست ها در زندگی زناشویی مهم می شوند... انتخاب همسر محل خودآزمایی آنچه بدست آورده شده است آن هم به صورت واقعی... نه محلی برای اینکه انسان خیالِ خوب بودن و خوب شدن خود را با آن ببندد! مراحل زیادی در طول زندگی فرد وجود دارد که می توان مهم نیست ها را به منصه حضور گذاشت: در ارتباط با مادر....برادر... خواهر .... اقوام. در ارتباط با دوستان/ وقتی ناراحتت می کنند و از آنها دل خور می شوی. در ارتباط با مردم/ وقتی حرفی می زنند یا کاری می کنند که جوش می آوری. در ارتباط با هر کسی یا هر چیزی که رفتاری را از تو منعکس می کند می توانی خودت را اصلاح کنی. بعد از ازدواج در ارتباط با همسر، خانواده همسر و .... چرا بعضی ها فقط در موقع انتخاب همسر به فکر اصلاح خود می افتند؟! واقعا چرا!!!!! شکافندگی دانه از دل خاک به این کوچکی و شکافندگی خورشید از دل تاریکی و ایجاد صبحدم به آن بزرگی، همه و همه نشانه ای ست از حقیقت و تقدیر در حیات. و ایجاد حیات بعد از ممات* اصلاح نفس به سادگی نیز صورت می پذیرد لازم نیست خود را در منجلاب سختی های زندگی بیاندازیم. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *سوره مبارکه انعام، آیات 95 و 96: إِنَّ اللَّهَ فَالِقُ الحَْبِّ وَ النَّوَى یخُْرِجُ الحَْىَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مخُْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَىِّ ذَالِکُمُ اللَّهُ فَأَنىَ تُؤْفَکُونَ(95) فَالِقُ الْاصْبَاحِ وَ جَعَلَ الَّیْلَ سَکَنًا وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَالِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ(96) خدا شکافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده و مرده را از زنده پدید مىآورد این است خداى (پرستیدنى) پس کجا سرگردان مىشوید (95). یکی از من پرسید: چی میشه که آدمی روی یک آدم دیگه حساسیتش بالا میره، جایگاهش مهم میشه، و میخواد که از اون بالاتر باشه. دوستش نداره ولی باید باهاش ارتباط داشته باشه، اون هم ارتباطی خوب! خلاصه طرف خیلی شاکی بود از یکی از رفقا و اقوامش که نمی دونست چی کارش کنه! اگر می تونید کمکش کنید بگید... آدم می تواند اشتباه کند و بعد جبرانش کنند. آدم ها خود اشتباه می کنند و زندگی شان اصلا مساوی با اشتباه کردن است اما دیگران را با مهر بیچارگی و اشتباه مداوم کردن به قضاوت می نشینند. خیلی بد است که ندانیم: دنیا محل رشد است. نباید اشتباه کردن را توجیه کردها...نه! اما اگر اشتباهی، بدی ای، خطایی سر زد؛ خب می توان جبرانش کرد حتی اگر خیلی سخت باشد. آدم مالِ دنیا نیست... برای همین هم اشتباهات به نظرش میرسد... یعنی اگر آدم حس کند که اشتباه کرده و بخواهد جبرانش کند تازه این نشانه ی خوبی است از اینکه این آدم می داند متعلق به جای دیگر است. وگرنه کسی که دنیایی ست دیگر هر کاری کند و هر اخلاقی داشته باشد و هر خطایی کند که به ذهنش هم نمی رسد که: چه بد است این سبک زندگی ها! آدم اگر بتواند اشتباه نکند و سعی ش در این راستا باشد برده است. حتی اگر اشتباه کرد و شرمنده شد. اشکال ندارد راه برای جبران هست. فقط بدی اش این است که دیگرانی که باهاشون زندگی می کنی این را نمی دانند و الا انقدر با به روو آوردن خطاهایت راه را برای جبران کردنت سخت نمی کردند. به روو آوردن خطاها برای ادم هایی که خانم هستند خیال شان را نسبت به اصلاح مختل می کند و در نتیجه ناتوان می شوند و شالوده شان به هم می پاشد. به روو آوردن خطاها برای آدم هایی که آقا هستند یقین و عمل شان را نسبت به اصلاح و فعالیت و سعی در آن راستا مختل می کند. در سال جدید هم خطاهایمان را جبران کنیم و هم خطای دیگران را به رُخشان نیاوریم صلوات. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در مورد دو خط یکی مانده به آخر در آینده مطالبی مستندی آورده خواهد شد انشالله. تقدیم به همه ی مادر های خدایی از ابتدا تا انتها «.... قدمش مبارک! نگاه کن به کوچکی و بی پناهی و نیازهای لحظه به لحظه اش. که دمی تو را از خود غافل نمی خواهد و نمی تواند ببیند. هیچ کسی را در دنیا نمی شناسد جز تو. با هیچ کس پیوندی ندارد جز تو. به هیچ کس امید نمی بندد جز تو. به هیچ کس آرام نمی گیرد جز تو. فقط و فقط تو را می شناسد و تو را می خواهد. عجیت "یکّه شناس" است. اوج نیاز و بیچارگی اش را حسّ?می کنی؟ اوج قدرت و حیات خودت را درک می کنی؟ اگر او را محروم کنی، چه کسی او را می پرورد؟ و تو... که خود او را آورده ای و خواسته ای و دوست داشته ای؛ می شود محرومش کنی؟ می شود کنارش نباشی و نمانی؟ آن هم زمانی که نیاز و تکیه گاه و امید او، فقط و فقط تویی! تجربه ی خدا بودن، اله بودن، تمام امید و پناه کسی بودن، همه کسِ کسی بودن، تجربه ی سخت و شیرینی است. می فهمد آدم که برای خدا بودن، به چه مایه از هستی و حیات و قدرت و علم و تمام آنچه را که می طلبد، احتیاج دارد. خدایی کن؛ مادر خوب! خدای خوبی باشی صلوات....»


کسانى که اهل دستگیرى هستند احتیاجشان باین کار بیشتر است از دستگیر شونده بدستگیرى چون در قبال این دستگیرى آنها پاداش و افتخار و سر بلندى بدست مىآورند، پس وقتى کسى دست دیگرى را میگیرد ابتدا دست خود را گرفته نباید سپاسگزارى و تشکر بطلبد از دیگرى در مقابل کارى که براى خود کرده.

از امام هادى علیه السّلام نقل است که فرمود: اگر در پس غیبت امام قائم علیه السّلام علمائى نبودند که داعى بسوى او بوده و اشاره به او کنند،

به بی شعوری دیگران ای در توهین بهشان،
که بی نیازند از این دست اتفاقات، افتادن ش یا نیفتادن ش...
به این هدف که انذار کنی مان، اما وَ ما أَرْسَلْنا فی قَرْیَةٍ مِنْ نَذیرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ *
که "هادی" بودید ...
هستید...
* سبا/34 : ما به سوى هیچ قریهاى بیمرسان نفرستادیم، مگر آنکه عیاشهاى آن قریه گفتند: ما به آنچه شما به تبلیغش مامور شدهاید کافریم. -ترجمه المیزان-


شکافنده صبحدم است و شب را وقت آرامش کرد، و خورشید و ماه را وسیله حساب کردنها قرار داد، این نظم خداى نیرومند و دانا است (96)




| پیچک دات نت قالب جدید وبلاگ |

